تبلیغات
خدایا عاشق ترمان کن...السلام علیک یا حبیب قلوبنا

خدایا عاشق ترمان کن...السلام علیک یا حبیب قلوبنا

به خانه ی خودتان خوش آمدید...

به خانه ی خودتان خوش آمدید...

خدایا عاشق ترمان کن...السلام علیک یا حبیب قلوبنا به خانه ی خودتان خوش آمدید...
سلام دوستای خوبم.....به سب یکسری از مشکلات نتونستم به وبمون سر بزنم....ان شا... من بعد با مطالب خوب در خدمتتون خواهم بود...التماس دعای فراوان دارم...

تاریخ : شنبه 13 آبان 1396 | 10:10 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات

به نام او که نامش یادش ارامش دلهاست....

مولای من....سلام....

دنیا ماندن بی رخ دیدار شما از سخت هم سختتر است....

اصلا زندگی کردن بی شما سخت است....

مولاجان دلم عجیب برایتان تنگ است....و بغضها مرا نشانه گرفته اند تا آتش درونم که می سوزم خاموش کنند!!!

اما چه خاموشی؟ باز روزی از نو...

مولای من التماس دعا...

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم من او را بیشتر از خود دوست می دارم....



تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 10:06 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات
با سلام به تمامی عزیزان...
ان شا... سایت طب سنتی و اسلامی با مستندات علمی و تجارب راه اندازی خواهد شد...
جهت اطلاع به سایت www.molayemansalam.mihanblog.com رجوع کنید...
در پناه خداوند موفق و سلامت باشید...


تاریخ : شنبه 19 اردیبهشت 1394 | 09:48 ق.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات

از آیت الله مرعشی نجفی نقل شده : در نجف اشرف شوق زیاد جهت دیدار جمال مولایمان بقیه الله الاعظم داشتم با خود عهد کردم که چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم به این نیت که جمال آقا صاحب الزمان را زیارت و به این فوز بزرگ نائل شوم تا ۳۵ یا ۳۶ شب چهارشنبه ادامه دادم تصادفا در این شب رفتنم از نجف تاخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک مسجد سهله خندقی بود هنگامی که به انجا رسیدم بر اثر تاریکی شب وحشت و ترس وجود مرا فرا گرفت مخصوصا از زیادی قطاع الطریق و دزدها , ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید.

برگشتم به عقب سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم نزدیک من امد و با زبان فصیح گفت:” ای سید! سلام علیکم” ترس و وحشت به کلی از وجودم رفت و اطمینان و سکون نفس پیدا کردم و تعجب اور بود که چگونه این شخص در تاریکی شدید متوجه سیادت من شد و در ان حال من از این مطلب غافل بودم.

به هر حال سخن می گفتیم و می رفتیم از من سوال کرد:” کجا قصد داری؟ ” گفتم مسجد سهله فرمود به چه جهت گفتم به قصد تشرف زیارت ولی عصر. مقداری که رفتیم به مسجد زیدبن صوحان که مسجد کوچکی نزدیک مسجد سهله بود رسیدیم داخل مسجد شده و نماز خواندیم و بعد از دعایی که سید خواند که کان با او دیوار و سنگها ان دعا را می خواندند احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از وصف ان عاجزم. بعد از دعا سید فرمود:” سید تو گرسنه ای چه خوبست شام بخوری”. پس سفره ای را که زیر عباد داشت بیرون اورده و در ان مثل این که سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. کان تازه از باغ جیده و ان وقت چله زمستان و سرمای زننده ای بود و من منتقل به این معنا نشدم که این اقا این خیار تازه سبز را در این فصل زمستان از کجا اورده؟ طبق دستور اقا شام خوردم. سپس فرمود:” بلند شو تا به مسجد سهله برویم” داخل مسجد شدیم اقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به مطابعت ان حضرت انجام وظیفه می کردم. و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به اقا اقتدا کردم و متوجه نبودم که این اقا کیست. بعد از ان اعمال تمام شد ان بزرگوار فرمود:” ای سید ایا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می روی یا در همین جا می مانی؟” گفتم می مانم. در وسط مسجد در مقام امام صادق نشستیم به سید گفتم : ایا جای یا قهوه یا دخانیات میل دارید اماده کنم؟ در جواب کلام جامعی را فرمود:” این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم” این کلام در اعمال وجودم اثر گذاشت به نحوی که هر گاه یادم می اید ارکان وجودم می لرزد. به هرحال مجلس نزدیک دو ساعت طول کشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعض انها اشاره می کنم :

 ۱- در رابطه با استخاره سخن به میان امد سید عرب فرمود:” ای سید با تسبیح به چه نحو استخاره می کنی؟” گفتم: سه مرتبه صلوات می فرستم و سه مرتبه می گویم ” استخیر الله برحمته خیره فی عافیه” پس قبضه ای از تسبیح را گرفته می شمارم اگر دو تا ماند بد است و اگر یکی ماند خوب است.” فرمود:” برای این استخاره , باقیمانده ای است که به شما نرسیده و ان این است که هر گاه یکی باقیماند فورا حکم به خوبی استخاره نکنید ; بلکه توقف کنید و دوباره بر ترک عمل استخاره کنید اگر زوج امد کشف می شود که استخاره ائل خوب است اما اگر یکی امد کشف می شود که استخاره اول میانه است.” به حصل قواعد علمیه می بایست دلیل بخواهم و اقا جواب دهد به جای دقیق و باریکی رسیدیم پس به مجرد این قول تسلیم و منقاد شدم. و در عین حال متوجه نیستم که این اقا کیست.

  ۲- از جمله مطالب در این جلسه تاکید سید عرب بر تلاوت و قرائت این سوره ها بعد از نمازهای واجب بود: بعد از نماز صبح سوره یس, بعد از نماز ظهر سوره عم,  بعد از نماز عصر سوره نوح(ودر بعضی نقل ها سوره عصر) , بعد از نماز مغرب سوره الواقعه و بعد از نماز عشاء سوره ملک.

 ۳- دیگر این که تاکید فرمودند بر دو رکعت نماز بین مغرب و عشاء که در رکعت اول بعد از حمد هر سوره ای خواستی می خوانی و در رکعت دوم بعد از حمد سوره واقعه را می خوانی و فرمود: کفایت می کند این از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب , چنان که گذشت.  

 ۴- تاکید فرمود که: ” بعد از نمازهای پنجگانه این دعا را بخوان: “اَللّهُمَ سَرّحْنى عَنِ الهُمومِ وَالْغُمُومِ ووَحْشَهَ الصّدرِ و وَسْوَسَهِ الشَّیطان بِرَحمتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.”

۵- و دیگر تاکید بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع در نمازهای یومیه خصوصا رکعت اخر. “اَللّهُمَ صَلِ عَلى مُحمّدٍ وَآلِ محمّد و تَرَحَّم عَلى عَجزِنا وأَغِثْنا بحقِّهِم.”

 ۶- در تعریف و تمجید ازکتاب شرایع الاسلام مرحوم محقق حلی فرمود:” تمام ان مطابق با واقع است مگر کمی از مسائل ان”.

 ۷- تاکید بر خواندن قران و هدیه کردن ثواب ان برای شیعیانی که وارثی ندارند یا دارند و لکن یادی از انها نمیکنند.

 ۸- تحت الحنک را زیر حنک دور دادن و سر ان را در عمامه قرار دادن. چنانکه علمای عرب به همین نحو عمل می کنند و فرمود: در شرع این چنین رسیده است.  

 ۹- تاکید بر زیارت سیدالشهدا. 

۱۰- دعا در حق من و فرمود: قرار دهد خدا تو را از خدمتگزاران شرع.

 ۱۱- پرسیدم:” نمی دانم ایا عاقبت کارم خیر است و ایا من نزد صاحب شرع مقدس روسفیدم؟”. فرمود:” عاقبت تو خیر و سعیت مشکور و روسفیدی”. گفتم:” نمی دانم ایا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یا نه؟”. فرمود:” تمام انها از تو راضی اند و درباره ات دعا می کنند”. استدعای دعا کردم برای خودم که موفق باشم برای تالیف و تصنیف. دعا فرموند. در این جا مطالب دیگری است که مجال تفضیل و بیان ان نیست. پس خواستم از مسجد بیرون روم به خاطر حاجتی, امدم نزد حوض که در وسط راه قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد. به ذهنم رسید چه شبی بود و این سید عرب کیست که این همه با فضیلت است؟ شاید همان مقصود و معشوقم باشد تا به ذهنم این معنی خطر کرد , مضطرب برگشتم و ان اقا را ندیدم و کسی هم در مسجد نبود. یقین پیدا کردم که اقا را زیارت کردم و غافل بودم , مشغول گریه شدم و همچون دیوانه اطراف مسجد گردش می کردم , تا صبح شد چون عاشقی که بعد از وصال مبتلا به هجران شود. این بود اجمالی از تفصیل که هر وقت ان شب یادم می اید , بهت زده می شوم.

 



تاریخ : سه شنبه 8 اردیبهشت 1394 | 06:46 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات

با سلام خدمت بزرگواران ...

یکی از کتابهای بسیار زیبا و شیوایی که در بازار وجود دارد کتاب های دکتر مهدی خدامیان است که به جد بی نظیر هست می توانید از اینترنت دانلود رایگان کنید. حتما مطالعه کنید فوق العاده روان و زیباست...

از جمله اثار:همسر دوست داشتنی,در اوج غربت,بانوی چشمه و.....

 



تاریخ : چهارشنبه 21 آبان 1393 | 09:24 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات
آنچه می‌ تواند از فشار و یا عذاب قبر جلوگیری کند اموری است که در روایات ذکر شده است که عبارتند از:
1ـ اعمال صالح
امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:
چون مؤمن وارد قبرش شود نماز در جانب راست و زکاة در طرف چپ او قرار می ‌گیرد و نیکی بر او سایه می ‌افکند و صبر در گوشه ‌ای قرار گیرد هنگامی که دو فرشته برای پرستش بر او داخل شوند صبر به نماز و زکاة و نیکی گوید: مواظب صاحب خود باشید و اگر شما عاجز از مواظبت او هستید من از او مواظبت کنم.
2ـ اتمام رکوع
امام باقر علیه السلام کسی که رکوعش را تمام کند وحشت قبر او را نمی‌ گیرد.
3ـ کمک به همنوعان
امام صادق علیه السلام می‌ فرمایند:
کسی که غم و اندوه مؤمنی را برطرف کند خداوند غم و غصه آخرت او را بر طرف می‌ کند و از قبرش در حالی که دلی شاد دارد خارج می ‌شود.
4ـ نماز شب
امام رضا علیه السلام می‌ فرمایند:
مواظبت در انجام نماز شب کنید، بنده ‌ای که در آخر شب برخیزد و هشت رکعت نماز گزارد و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت وتر را بجا آورد و در قنوتش هفتاد بار استغفار کند از عذاب قبر و آتش در پناه خدا باشد و عمرش طولانی و روزی او فراوان گردد.
5ـ پاشیدن آب بر روی قبر
از امام صادق علیه السلام در باره پاشیدن آب بر روی قبر پرسیده شد حضرت فرمودند:
تا وقتی که رطوبت در خاک قبر باقی است عذاب از میت کناره می‌گیرد.
6ـ مرگ هنگام نزول رحمت
امام صادق علیه السلام می‌ فرمایند:
کسی که بین زوال شمس روز پنج شنبه تا ظهر روز جمعه بمیرد خداوند او را از فشار قبر محافظت می‌ کند.
7ـ چهار بار به حج رفتن
امام صادق علیه السلام می‌ فرمایند:
کسی که چهار حج بجا آورد هیچ گاه او فشار قبر نمی‌گیرد.
تلاوت بعضی از سوره‌های قرآن مثل سوره زخرف و قرائت سوره نساء در هر جمعه و قرائت سوره قلم در نماز واجب یا مستحب چنان که در روایات ذکر شده است.
9ـ ذکر لا اله الا الله
پیامبر صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند:
هر کس در هر روز صد بار لا اِلهُ اِلاّ اللهُ الْمُلِکْ الْحُقًّ الْمْبِینُ بگوید برای او امان از تنگدستی و از ترس قبر خواهد بود و بی نیازی را برای وی جلب می‌ کند و درهای بهشت را به روی او گشاده دارد.
10ـ تلقین پس از دفن
امام صادق علیه السلام فرمودند:
چه چیز مانع است شما را از این که کاری کنید که میت شما از دیدن منکر و نکیر در امان باشد؟
راوی می‌گوید: گفتم: چه کنیم؟
حضرت علیه السلام فرمودند: چون میت دفن شد باید ولی او نزد قبرش بماند و دهان خود را نزد سمت سر آن میت نزدیک کند پس به صدای بلند تلقین بخواند پس منکر به نکیر می‌گوید برویم زیرا حجت را به او تلقین کردند.
11ـ قرار دادن دو چوب با میت
امام باقر علیه السلام می ‌فرمایند:
تا دو چوب تر باشند میت معذب نمی ‌شود و بعد از خشک شدن آن دو چوب هم او را عذابی نیست ان شاء الله.
12ـ خیرات بازماندگان
امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:
میت در فشار و رنج بسر می ‌برد، به خاطر نماز برادرش خداوند قبر او را وسعت می ‌دهد.
13ـ گذاشتن تربت حضرت ابی عبد الله علیه السلام در قبر
روایتی نقل شده که زن بدکاره ای که زناکار بود اولاد خود را که از طریق زنا متولد شده بودند با آتش می‌سوزاند و غیر از مادرش از این ماجرا کسی خبر نداشت وقتی آن زن از دنیا رفت زمین او را قبول نمی ‌کرد او را به جای دیگر منتقل کردند باز زمین او را نپذیرفت. جریان را به امام صادق علیه السلام گزارش دادند حضرت علیه السلام به مادرش فرمودند:
زمین این زن را قبول نمی‌ کند چون خلق خدا را به عذابی که مختص خدا است عذاب کرده است در قبر او تربت امام حسین علیه السلام بگذارید پس چنین کردند خداوند عیب او را پوشاند و زمین او را پذیرفت.
14ـ محبت اهل بیت علیهم السلام
پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمودند:
محبت و علاقه به من و اهل بیتم در هفت جای بسیار هولناک کار ساز و نجات بخش است:
1ـ هنگام مرگ 2ـ در قبر 3ـ هنگام زنده شدن مردگان در قیامت 4ـ هنگام باز شدن کتاب عمل 5ـ هنگام حساب 6ـ هنگام سنجش افکار و اعمال 7ـ زمان عبور از صراط.
15ـ صلوات بر پیغمبر صلّی الله علیه و آله
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند:
صلوات بر من سبب نور در قبر می ‌شود.
16ـ اخلاق پسندیده
پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله فرمودند:
سه گروه از زنان عذاب قبر ندارند و در قیامت هم با حضرت فاطمه سلام الله علیها محشور می‌شوند:
1ـ زنی که با فقر و تنگدستی شوهر خود بسازد.
2ـ زنی که با بد اخلاقی شوهر صبر و بردباری خود را از دست ندهد.
3ـ زنی که مهریه خود را به شوهر ببخشد.
17ـ زیارت قبر امام حسین علیه السلام
در روایت است که یکی از پاداش هایی که خداوند به زائر قبر امام حسین علیه السلام علیه السلام می‌ دهد آن است که از عذاب و فشارهای قبر او را نجات می ‌دهد.
18ـ نماز و استغفار و صدقه بازماندگان
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله می‌ فرمایند:
سخت ‌ترین شبها شب اول قبر است که شما می ‌توانید با پرداخت صدقه به مردگان خود ترحم کنید و اگر مالی برای صدقه نداشتید لااقل دو رکعت نماز بخوانید و به روح او هدیه کنید که خداوند از آن لحظه هزار فرشته ‌ای به سوی قبرش می ‌فرستد که با هر فرشته‌ ای لباسی است و قبر او را از تنگی و فشار رهانیده و وسعت می ‌بخشد.
امام صادق علیه السلام می ‌فرمایند:
اِنُّ الْمُیِّتَ لَیُفْرُحْ بِالتَّرُحْمِ عُلَیًهِ وُالاْسًتِغْفارِ لَهْ کَما یُفْرُحْ الْحُیًّ بِالْهُدِیُهِ
همانگونه که زندگان با هدایا شاد می ‌شوند اهل قبر و برزخیان با ترحم و استغفاری که نسبت به آنان می ‌شود شاد می ‌گردند.
پیامبر صلّی الله علیه و آله به قبری که روز گذشته انسانی در آن دفن شده بود عبور فرمود درحالی که بستگان او می ‌گریستند حضرت صلّی الله علیه و آله فرمودند:
دو رکعت نماز سبک از آنچه شما سبک می‌ شمارید در نزد صاحب این قبر از همه دنیای شما محبوب ‌تر است.
19ـ زیارت قبور
امام صادق علیه السلام در باره زیارت قبرها می ‌فرمایند:
اموات با شما انس می ‌گیرند و چون از ایشان دور شوید دچار وحشت شوند.
20ـ ارشاد و هدایت جامعه
علی علیه السلام می ‌فرمایند:
کسی که افراد مستضعف فکری را تقویت کند و او را در برابر مخالفان راه ما با اسلحه استدلال مجهز کند در برزخ مورد لطف مخصوص خداوند قرار می ‌گیرد و خداوند عقاید حقه را به او تلقین می ‌کند و قبر او را به صورت بهترین باغهای بهشتی در می ‌آورد.
21ـ شاد کردن مؤمن
امام صادق علیه السلام می ‌فرمایند:
هر که به مؤمنی شادی رساند خداوند از آن شادی مخلوقی آفریند که هنگام مرگ دیدارش کند و به او گوید: ای دوست خدا! مژده باد تو را به کرامت و رضوان خدا پس همواره همراه او باشد تا داخل قبرش شود و به او همان سخن را گوید و چون از گور برخیزد به او همچنان گویند و همواره در کنار او باشد و هنگام هر ترسی او را مژده می‌ دهد مؤمن به او می ‌گوید: تو کیستی خدایت رحمت کند؟ گوید من آن شادی هستم که به فلانی رساندی.

منبع : کتاب ترسیمی از زندگی برزخی

تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 | 04:28 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات
بیداری یادرخواب غفلتی!

ازعارفی پرسیدند چگونه بفهمیم درخواب غفلتیم یانه؟

اوجواب داد :

اگربرای امام زمانت (عج) کاری می کنی یاتبلیغی انجام می دهی

وخلاصه قدمی برمی داری وبه ظهور آن حضرت کمک می کنی

بدان که بیداری والا اگر مجتهدهم باشی درخواب غفلتی!

منبع: کیست مرایاری کند؟ من مهدی صاحب الزمانم



تاریخ : یکشنبه 5 مرداد 1393 | 03:23 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات

سعی کنید با افراد متدیّن معاشرت کنید و با افرادی که فکر و حرکت آنها شما را به گناه می‌کشاند هم‌صحبت نشوید، و افکار شیطانی را از فکر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شرکت کنید. اذکار خود را بیشتر کنید و در هر کاری از خدا کمک بخواهید.

شیطان همواره در کمین است، امّا انسان باید آنقدر تهذیب نفس داشته باشد که اجازه ندهد شیطان در او رسوخ کند و او را فریب دهد، لذا قبل از اینکه پشیمان شوید، شیطان را از خود برانید؛ زیرا خدای ناکرده اگر سریع به فکر خود نباشید، ممکن است نتوانید در آینده از القائات شیطان رها شوید. تا جوان هستید فرصت دارید خود را خلاص کنید.

اوّلین گام برای شما این است که یک شخص متدین را راهنمای خود قرار دهید؛ از فردی که خود صاحب کمال است، کمک بخواهید و قدری از روز را با او بگذرانید. سعی کنید با افراد متدیّن معاشرت کنید و با افرادی که فکر و حرکت آنها شما را به گناه می‌کشاند هم‌صحبت نشوید، و افکار شیطانی را از فکر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شرکت کنید. اذکار خود را بیشتر کنید و در هر کاری از خدا کمک بخواهید.


برچسب ها: متدین، تقوا،

تاریخ : یکشنبه 22 تیر 1393 | 04:15 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات
ایشان در جواب خاطره‌ای از دوران طلبگی تعریف می‌کنن و اظهار می‌کنند که هر چه دارند از کراماتی است که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده:

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم. خیلی مقید بودیم که، در جشن‌ها و ایام سرور، مجالس جشن بگیریم، و ایام سوگواری را هم، سوگواری می‌گرفتیم، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می‌خواندیم و یک شربتی می‌خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می‌دادیم. یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی، که نجف آبادی بود، معدن ذوق بود. او که، می‌آمد من به الکفایه، قطعا به وجود می‌آمد جلسه دست او قرار می‌گرفت.

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد) که ما خرما پزان می‌گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می‌شد. آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه‌های بوجود آمده بود که، عربهای بومی را اذیت می‌کرد ما ایرانی‌ها هم که، اصلا خواب و استراحت نداشتیم. آنسال آنقدر گرما زیاد بود که، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود. تقریبا هم مخروبه بود. من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می‌کردم و می‌خوابیدم. اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود. گرما واقعا کشنده بود، وقتی می‌خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می‌دارم، در اقل وقت و سریع!

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع، در بغداد و بصره و نجف، گرما، تلفات هم گرفته بود، ما بعد از شب نشستیم، شربت هم درست شد، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که، کتابی هم نوشته بنام «شناسنامه خر» آمد. مدیر مدرسه‌مان، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود، به آقا شیخ علی گفت: آقا شب نمی‌گذره، حرفی داری بگو، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد. عکس یک دختر بود که، زیرش نوشته بود «اجمل بنات عصر‌ها» «زیبا‌ترین دختر روزگار» گفت: آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می‌کنم. اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از‌‌ همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید. با کمال خوشرویی و بدون غصه، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید. کدام را انتخاب می‌کنید. سوال خیلی حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی.

گفت آقایان واقعیت را بگویید. جا نماز آب نکشید، عجله نکنید، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت: سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی‌ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره‌اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می‌افتاد. نفر سوم گفت: آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده‌اند «یا حارث حمدانی من یمت یرنی» (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می‌کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می‌کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت: آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت: بلی گفت: والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار).

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی‌توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم: من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی‌دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره‌ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه‌ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت: این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم‌‌ همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی‌دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت: آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی‌خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می‌خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل (مدیر) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت: آقا دیگر از این شوخی‌ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».

تاریخ : سه شنبه 3 تیر 1393 | 05:48 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات

السلام علیک یا مولانا و مقتدانا یا صاحب الزمان....

در داروخانه ....چشمان که به سوی برخی نسخه ها می رود اشک را هم با خود هدیه می آورد!!!

خدایا طب استعماری...طب غربی چه بلایی بر سر ما آورد؟!!

وقتی مولایمان امام رضا می فرمایند:ما گرمی را با سردی و سردی را باگرمی و تری را با خشکی و خشکی را با تری درمان می کنیم یعنی کل درمان...

و اکنون برخی از پزشکان را می بینی که از اکتشافات مثلا علمی خود می گویند !

بیمار مراجعه کننده  بیماری است با فشارخون بالا.داروهای تجویزی:آتنولول و دیلتازیم.بیمار پس از مدتی دوباره مراجعه می کند:داروهای تجویزی :همان ها و یک مدر مثل هیدرو کلرتیازید.بیمار فشار خونش دوباره کنترل نمی شود و مراجعه بعدی: شما احتمالا رگ قلبتان گرفته باید دریچه گذاری بشه و بعد دریچه گذاری تا آخر عمر باید آسپرین بخورید.بیمار جراحی شده با مراجعه بعدی:تحلیل کلیه در اثر مصرف اسپرین و اندوکاریت قلبی و بقیه ماجرا ....

روزانه  موردهای بسیاری از این گونه بیماران به چشم می خورد....

عزیزان یکی از علت های فشارخون غلظت خون است که به راحتی با حجامت عام منظم ,مصرف آبلیمو,مصرف میوه جات مناسب با طبع(بیشتر میوه های سرد و تر مناسبند) درمان می شوند.

1-سحرخیزی (نیم ساعت قبل از اذان صبح)

2-هر چه صبحانه را زودتر میل کنید بدن سالمتری خواهید داشت.

3-در طول روز از میوه ها و سبزیجات و اب جوشیده مصرف کنید.

4-حذف چای سیاه و به جای آن استفاده از دم کردنی ها مفید مثل چای عناب,به لیمو,اسطوخودوس,گل گاوزبان و....

5-شام را دو ساعت مانده به خواب میل کنید.

6-پنیر را شب هنگام میل بفرمایید.

7-نمک قبل از غذا و بعد از غذا  میل فرمایید.

معمترین نکته:قبل از هر لقمه بسم الله بگویید و در پایان الحمدالله...

جسم عزیزتان را در اختیار این گونه افراد که راه چاره ی شما را دریچه گذاری می دانند قرار ندهید ...حقیر موردهای بسیاری در بیمارستان دیده ام....

یادمان نرود ما مولایی داریم که علم او علم لدنی الله است...ما بهترین طب (طب اسلامی)را داریم و برای درمان نیاز به نسخه های شیمیایی طب غربی نداریم....

به امید ریشه کن شدن طب استعماری....



تاریخ : پنجشنبه 28 فروردین 1393 | 09:47 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات

رسول خدا (ص) فرمود:یا علی بر تو باد به تلاوت کردن آیه الکرسی بعد از هر نماز فریضه ,به درستی که محافظت نکند بر آن مگر پغمبری یا صدیقی یا شهیدی و از حضرت رسالت (ص)منقول است:هر که بعد از از هر نماز بخواند مانعی نباشد به بهشت به غیر از مرگ. به روایت دیگر هرکه آیه الکرسی را بعد از هر نماز فریضه بخواند نمازش مقبول گردد و در امان خدا باشد و خدا او را از بلاها و گناهان نگاه دارد...



تاریخ : دوشنبه 4 فروردین 1393 | 02:52 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات

« محضر مبارك حضرت آیت‌الله العظمی جناب آقای طباطبایی، سلام علیكم و رحمت‌الله و بركاته.

جوانی هستم 22 ساله كه تنها ممكن است شما باشید به این سوال من پاسخ گویید. در محیط و شرایطی زندگی‌ می‌كنم كه هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته‌اند و سبب باز ماندن من از حركت به سوی الله شده‌اند.

درخواستی كه از شما دارم این است كه بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را كه همگان گرفتار آنند بشكنم و سعادت بر من حكومت كند؟ لطفا نصیحت نمی‌خواهم بلكه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. (23/10/1355)»

«سلام علیكم
برای موفق شدن و رسیدن به منظوری كه در نامه مرقوم داشته‌اید، لازم است
همتی برآورده و توبه‌ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید. به این نحو كه هر روز كه هنگام صبح از خواب بیدار می‌شوید، قصد جدی كنید كه در هر عملی كه پیش می‌آید رضای خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر كاری كه می‌خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت؛ به طوری كه اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار، پنج دقیقه در كارهایی كه روز انجام داده‌اید فكر كرده و یكی یكی از نظر خواهید گذرانید. هر كدام مطابق رضای خدای انجام یافته شكر بكنید و هر كدام تخلف شده استغفار. این رویه سخت است و در ذائقه نفس، تلخ. ولی كلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبحات (حدید حشر صف جمعه و تغابن) را بخوانید و پس از 20 روز، حالات خود را برای بنده بنویسید، ان‌شاءالله موفق خواهید بود. والسلام علیكم»(2)



تاریخ : جمعه 1 فروردین 1393 | 05:19 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات

یکی از سری سریال هایی که در بیرون هم به فروش می رسد بر حسب اتفاق سکانس هایی به چشمم خورد....متاسفانه برخی بازیگران زن و مردبه شیوه ی بدی صحبت می کردند!!! زمینه ی سریال طنز بود....

اما طنز به چه قیمتی؟؟؟؟!!!!

طنز به قیمت دفن کردن ارزش هایمان و انسانیتمان؟!!!

عزیزان خرید این گونه سریال ها.....پول دادن به این گونه سریال ها.....معنی اش یعنی دوری از امام زمانمان....

با چه رویی می خواهیم اگر دخترمان یا پسرمان هم رفتار فلان بازیگر را تقلید کرد بر او عیب بگیریم....در حالیکه خودمان همان سریال را برای او تهیه می کنیم....

همانا چشم...گوش...دل همه دروازه هستند باید ورودی ها را کنترل کنیم تا خروجی ها خوب بیاید....

اگر مغازه ای گران می فروشد و ما از او خرید کنیم با این کارمان او را تشویق به گران فروشی می کنیم....

اگر همسایه ای فردی را مسخره می کند و ما نیز به حرف او خندیدیم این خندیدنمان نقش مشارکت در مسخره کردن دارد...

اگر علمی داریم و  فرد باظرفیتی دیدیم حتما علممان را به او انتقال بدیم....         

اگر کارگردانی سریال های گناه آمیز می سازد خودمان را توجیه کنیم که ای بابا طنز است؟!!

با خریدمان او را بر گناه تشویق می کنیم....

یادمان باشد هر قدمی که برمی داریم خدایی باشد....همانا چشم گوش و...همگی بازخواست خواهند شد....



تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1392 | 11:48 ق.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات

 

خداوند همراه صابران است...

بنده ام هر گاه احساس مشکل کردی نماز بخوان(نیت کنیم: برای رفع حاجتمان دو رکعت نماز مستحب می خوانیم)

چه کسی است که نماز حاجت بخواند و پرنده ی غم اش پرواز نکند؟!

در مشکلات از صبر(تلاش در جهت رفع مشکل و طلب یاری از خداوند و توسل به ائمه ی اطهار) و نماز کمک بگیریم...

صبر هم در دنیا و هم در آخرت نتیجه ی خود را می بیند...

مگر نه اینکه حضرت یوسف پاکدامنی پیشه کرد و خداوند بخشی از پاداش او را در این دنیا به عطا نمود؟

مگر نه اینکه حضرت یعقوب صبر بر مشکلات نمود و خدای باری تعالی پرنده ی غم او را گشود...؟

بار الهی.....

در این سال جدید که رو به شروع است....


با تو پیمان می بندیم...

که دلمان...اعمالمان برای تو و با تو باشد.

خدایی که همیشه وعده هایت حق بوده است.

افتح ابواب رحمتک و اجعل فرجا هنئیا....

السلام علیک یا اهل البیت...

 

 

 



تاریخ : پنجشنبه 22 اسفند 1392 | 04:12 ب.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات

سلام...

مولاجان دیروز دلم گرفت از اینکه داروهایی شیمیایی را در نسخه هایی دیدم که درمان آنها خیلی ساده با طب سنتی درمان می شد!!!!

آیا درمان یک بیمار با فشارخون بالا کابتوپریل یا دیلتیازیم یا تامسولوسین یا....؟است؟؟مولاجان تا کی این طب استعماری را باید در کشورمان نظاره گر باشیم.....

حجامت.....حجامت....حجامت....

فشارخون بالا خیلی راحت با حجامت درمان می شود.

عزیزان ما نباید گول این استعماری های غرب را بخوریم ائمه ما برای درمان بیماری های ما خوب نسخه ای داده اند...

عزیزان راجع به ماده ای که می خواهیم به بدنمان وارد کنیم فقط اندکی تحقیق کنیم....

آیا درمان آرتریت روماتوئید پردنیزولون(کورتیکواستروئید با خاصیت تضعیف سیستم ایمنی)است؟

یا اینکه سموم در مفصل ها جمع شده اند و باید خون را با کنترل ورودی ها(میوه هایی هم چون انار هویج سیب شلغم....)تصفیه کنیم...

استفاده از داروی شیمیایی مثل کورتون ها در مثال ,مشابه آن است که دزدی به خانه ای حمله کند و صاحب خانه داد و هوار که آی دزد آمده..آی دزد آمده...و ما به جای اینکه دزد را از خانه بیرون کنیم بیاییم صاحب خانه را کتک بزنیم که هیس....هیس صدایت را درنیار....

عزیزان.....ائمه ی ما چراغ ما نور ما هستند....آنچه مد است دلیل بر درستی نیست...فقط اندکی تحقیق خیلی گره گشا خواهد بود.

حضرت رسول اكرم(صلی االله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

                                   
"در شب معراج ، وقتی كه به آسمان هفتم صعود كردم ، بر هیچ ملكی از ملائك گذر نكردم مگر اینكه گفتند یا محمد حجامت كن و امتت را به حجامت كردن امر بفرما."

بهترین روزها برای حجامت 17 ,19 و 21 ماه قمری.

التماس دعا...با امید ریشه کن شدن طب استعماری از کشورمان.



تاریخ : پنجشنبه 8 اسفند 1392 | 08:05 ق.ظ | نویسنده : دفتر دل | نظرات
تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.